|
خدايا: "عقده "ي مرا از دست "عقيده" ام مصون بدار.
خدايا: به من قدرت تحمل عقيده ي" مخالف" ارزاني كن.
خدايا: مرا آگاه و هوشيار دار تا پيش از شناختن "درست "و" كامل" كسي , فكري ,_مثبت يا منفي _ قضاوت نكنم.
خدايا: مرا,در ايمان ,"اطاعت مطلق" بخش تا در جهان" عصيان مطلق" باشم.
خدايا: به روشنفكراني كه اقتصاد را" اصل" مي دانند,بياموز كه : اقتصاد هدف
نيست,
و به مذهبي ها كه" كمال" را هدف مي دانند ,بياموز : اقتصاد" اصل "است.
خدايا: به من "زيستني" عطا كن كه در لحظه مرگ بر بي ثمري لحظه اي كه براي
زيستن گذشته است. حسرت نخورم, و "مردني" عطا كن كه بر بيهودگيش,سوگوار
نباشم.
بگذار تا آنرا من ,خود انتخاب كنم اما آنچنان كه تو دوست مي داري.
خدايا: چگونه زيستن را تو به من بياموز,
چگونه مردن را خود خواهم دانست.
خدايا: رحمتي كن تا ايمان , نام و نان برايم نياورد,قوتم بخش تا نانم را _ و حتي نامم
را در خطر ايمانم افكنم ,تا از آنها باشم كه پول دنيا را مي گيرند و يراي دين كار
مي كنند ,نه از آنها كه پول دين مي گيرند و براي دنيا كار مي كنند.
خدايا : به هر كه دوست مي داري بياموز كه: عشق از زندگي كردن بهتر است,وبه
هر كه دوست تر مي داري,بچشان كه :
دوست داشتن از عشق برتر !
|

